سندرم داون :آنچه مادران باید در مورد این بیماری و روش های تشخیصی آن بدانند

25
سندرم داون :آنچه مادران باید در مورد این بیماری و روش های تشخیصی آن بدانندReviewed by کنکوران on Oct 10Rating:

سندرم داون

سندرم داون

سندرم داون که نام قدیمی آن منگلیسم بود (در قدیم به این علت از عبارت منگلیسم استفاده می شده است که، فنوتیپ ظاهری این افراد شبیه به مردمان مغولستان می شود از همین رو نام منگلیسم را بر روی این بیماری گذاشته بودند. منگولیا یا Mongolia به معنای مغولستان است)، یک اختلال ژنتیکی می باشد که به دلیل حضور یک کروموزوم ۲۱ اضافی به وجود می‌آید. این حالت در اصطلاح علمی تریزومی ۲۱ (trisomy 21) به معنای وجود ۳ کروموزوم ۲۱، نامیده می‌شود. اما در برخی از موارد اضافه بودن یک کروموزوم ۲۱ کامل دلیل این بیماری نمی باشد و اضافه بودن تنها بخشی از یک کروموزوم ۲۱ باعث اینجاد این بیماری می شود که این حالت نادرتر می باشد. به این موارد تریزومی جزئی ۲۱ گفته می شود(partial trisomy 21). این بیماری دارای علایم مختلف از جمله ناهنجاری‌های شدید و یا خفیف در ساختار یا عمل کرد ارگان‌ها می‌باشد. از جمله علایم مشترک و زودرس که در تقریباً همه بیماران مشاهده می‌شود مشکلات یادگیری، پایین بودن ضریب هوشی و نیز محدودیت و تأخیر رشد و نمو می‌باشد. ناهنجاری‌های فک و صورت، ناهنجاری‌های قلبی عروقی و خطر ابتلای بیشتر به انواعی از بیماری‌ها نظیر الزایمر، لوسمی و عفونت‌ها نیز از پیامدهای این بیماری می‌باشند، به همین دلایل متوسط عمر این افراد کمتر از متوسط عمر جامعه نرمال می باشد. علایم ظاهری سندرم داون، وجود یک خط عرضی در کف دست به جای دوتا، چین‌های کنار داخلی صورت، بینی کوچک و سر بالا و گوش‌های کوچکتر و کمی پایینتر، پل بینی می‌باشد.
نام این سندرم از نام یک پزشک انگلیسی به نام جان لانگدان داون (John Langdon Down) گرفته شده‌است که برای اولین بار این سندرم را در سال ۱۸۶۶ توصیف نمود. افراد مبتلا به سندرم داون توان ذهنی پایین‌تر از حد میانگین دارند و به طور معمول دچار ناتوانی ذهنی خفیف تا متوسط هستند. تعداد کمی از مبتلایان به سندرم داون دچار ناتوانی شدید ذهنی هستند. متوسط میزان بروز این سندرم مابین ۱ در ۶۰۰ تا یک در ۱۰۰۰ مورد از تولد نوزادان زنده گزارش شده‌است که این میزان در مادران جوان کم‌تر و باافزایش سن مادر افزایش می‌یابد. با این وجود در حدود دو سوم مبتلایان به سندرم داون از مادران زیر ۳۵ سال متولد می‌شوند (زیرا میزان تولید مثل در مادران زیر ۳۵ سال به مراتب بیشتر می باشد پس طبیعی است که بیشترین میزان تولد نوزادان مبتلا به سندرم داون هم متعلق به همین مادرن باشد)، متاسفانه آمار دقیقی از میزان شیوع این بیماری در ایران وجود ندارد.

روندهای ژنتیکی ایجاد سندرم داون

۱) عدم جدا شدن (عدم تفرق) صحیح کروموزومی هنگام تقسیم میوز(یا Nondisjunction)

دلیل ایجاد ۹۵ درصد تمام اختلالات سندرم داون را شامل می‌شود. این عدم تفرق می تواند در میوزI یا میوزII رخ دهد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که خطای میوزی در اکثر موارد (۹۵٪ از موارد) طی میوز مادری رخ می دهد که در این حالت، مشکل در آنافاز میوزI می باشد. اما در میوز پدری (اغلب ۵٪ از موارد) معمولاً خطا در میوزII می باشد. به همین دلیل سن بالای مادر بسیار مهم تر می‌باشد. اهمیت سن مادر در سندرم داون به دلیل فیزیولوژی اووگونی می‌باشد که مراحل اووژنز بسیار طولانی‌تر از اسپرماتوژنز می‌باشد در واقع اووژنز از دوران جنینی شروع و تا زمان لقاح ادامه می یابد. پس هرچه حاملگی در سن بالاتری رخ دهد ادامه دارد به این معنی است که پروسه کامل شدن تخمک یا همان فرایند اووژنز طولانی تر شده است ولذا احتمال ایجاد هر گونه خطایی در طول زمان بیشتر افزایش می یابد و احتمال بیشتری وجود دارد که میوز دچار اختلال شود و به دلیل همین اختلال یک کروموزوم ۲۱ بیشتری به داخل تخمک وارد شود. به این روند به اصطلاح روند استهلاک گفته می شود یا Wearing and tearing  به نظر میاد این عبارت یعنی هر چی بیشتر بپوشی بیشتر پاره میشه! شایدم من اشتباه میکنم چون ضرب المثل مانند به نظر میرسه و سخته معنیش.

۲) جابه جایی رابرتسونی (Robertsonian translocation):

این حالت دلیل مبتلایی حدود ۴ درصد از افراد دچار سندرم داون را شامل می‌شود. در این مکانیسم دو کروموزوم آکروسنتریک بازوهای کوتاه خود را از دست می‌دهند و بازوهای بلندشان به هم متصل می‌شود. در بیشتر موارد کروموزوم‌های درگیر کروموزوم ۱۴ و ۲۱ می‌باشند. افرادی که در اثر جابه جایی رابرتسونی دچار سندرم داون می‌شوند،  به احتمال قوی ولی نه صد در صد پدر یا مادر آنان حامل‌های سالم (از نظر فنوتیپ) جابه جایی رابرتسونی هستند. تعداد کروموزوم فرد حامل ۴۵ عدد است و تنها مشکل او ایجاد گامت‌های دارای ناهنجاری می‌باشد.

۳) حالت ۲۱q 21q:

حدوداً کمتر از ۱ درصد از مبتلایان را شامل می‌شود. برخی از متخصصین اعتقاد دارند این حالت یک نوع ایزوکروموزوم است، در این حالت بازوهای دو کروموزوم ۲۱ فرد حذف و بازوهای بلند به هم متصل می‌شوند. در واقع فرد تنها یک کروموزوم ۲۱(۲۱q 21q) خواهد داشت و این فرد را حامل گویند و از لحاظ فنوتیپ سالم بوده و مشکل تنها در گامتوژنز می‌باشد. فرزند فرد حامل یا مبتلا به سندرم داون خواهد بود یا در اثر مونوزومی ۲۱ سقط خواهد شد.

۴) حالت موزاییسم:

این افراد در برخی از بخش‌های بدنشان دارای سلول‌هایی با کاریوتیپ تریزومی ۲۱ خواند بود و در برخی دیگر کاریوتایپ حتی نرمال دارند. موزائیسم در تقسیم میتوز اتفاق می‌افتد و بسته به اینکه در چه مرحله‌ای از تشکیل جنین اتفاق افتد فنوتیپ متفاوتی را نشان خواهد داد، یعنی هرچه تعداد سلول‌های تریزومی ۲۱ کمتر باشد (زمان بیشتری از تشکیل سلول‌های جنینی گذشته باشد) فنوتیپ خفیف تری را نشان می‌دهد.

چگونه سندرم داون کودکان را تحت تاثیر قرار می دهد.

کودکان مبتلا به سندرم داون خصوصیات مشترکی دارند مثل صورت مسطح، چشم های متمایل به سمت بالا، گوش های کوچک و تا حدی پایین تر از حد معمول، و بیرون افتادگی زبان.

در این کودکان هیپونی ماهیچه ها مشاهده می شود به عبارتی ماهیچه ها شل می باشند. این حالت می تواند با گذشت زمان بهبود یابد ولی به صورت کلی اغلب کودکان دچار سندرم داون از سایر کودکان دیرتر توانایی نشستن، خزیدن و راه رفتن را پیدا می کنند.

در هنگام تولد نوزادان دچار سندرم داون اندازه مناسبی دارند اما سرعت رشد آنها کمتر از سایر نوزادان می باشد و در مراحل مختلف کوچکتر از همسالان خود می باشند. ضعیف بودن عضلات ممکن است به مشکلات در مکیدن شیر و مشکلات بلعیدن ، یبوست و سایر اختلالات گوارشی بیانجامد.

سندرم داون توانایی یادگیری کودکان را از روش های مختلفی تحت تاثیر قرار می دهد اما اغلب این کودکان اختلال هوشی خفیف تا متوسط دارند. بچه های داون می توانند یاد بگیریند و قادر به توسعه مهارت های خود در طول زندگی می باشند. آن ها به راحتی به اهداف خود می رسند اما با سرعتی متفاوت از سایر کودکان! به همین دلیل هرگز نباید توانایی های آن ها را با سایر خواهر برادرهایشان یا سایر بچه های داون دیگر مقایسه کرد.

کودکان دچار سندرم داون گستره وسعی از توانایی ها را می توانند کسب کنند همانطور که در بسیاری از آن ها در جامعه می توان مشاهده کرد، به همین دلیل در حین تولد یک بچه مبتلا به داون نمی توان پیش بینی کرد که در آینده چه توانایی هایی توسط او قابل یادگیری می باشد و همه چیز تقریبا غیر قابل پیش بینی می باشد.

مسائل پزشکی مرتبط با بیماری سندرم داون

در حالیکه برخی از کودکان دچار سندرم داون هیچ مشکل پزشکی شاخصی ندارند اما در حدود نیمی از این کودکان دچار نقایص مادرزادی قلبی می باشند. همچنین کودکان و نوجوانان دچار سندرم داون احتمال بیشتری جهت ابتلا به پرفشاری خون ریوی دارند. این بیمار یک اختلال جدی می باشد که می تواند باعث آسیب های جبران ناپذیری به ریه ها بشود. تمام نوزادان متولد شده دچار سندرم داون می باید توسط متخصص قلب کودک مورد بررسی قرار گیرند.

تقریبا نیمی از کودکان متولد شده مبتلا به سندرم داون دچار مشکلات بینایی و شنوایی می باشندو تجمع مایع در گوش داخلی و یا مشکلات آناتومیک گوش در این افراد می تواند باعث ناشنوایی شود. همچنین انحراف چشم یا استرابیسم، نزدیک بینی یا دور بینی و افزایش احتمال ابتلا به آب مروارید در این افراد وجود دارد.

بررسی های منظم توسط متخصص گوش و حلق و بینی، شنوایی سنج، و چشم پزشکی برای شناسایی مشکلات احتمال و اصلاح آنها قبل از زمانی که این اختلالات باعث اثرات سو بر مهارت های زبانی و یادگیری کودک دچار سندرم داون بشوند لازم می باشد.

مشکلات تیروئید، اختلالات معده و روده، تشنج، مشکلات تنفسی از جمله آپنه (گرفتگی نفس) حین خواب و آسم، چاقی، افزایش خطر ابتلا به عفونت ها و افزایش خطر ابتلا به سرطان خون در دوران کودکی، از جمله سایر مشکلات پزشکی هستند که می توانند کودکان مبتلا به سندرم داون را درگیر کنند.

برخی از مبتلایان به داون دچار ناپایداری بخش فوقانی ستون فقرات می باشند که به همین دلیل می باید این افراد قبل از شرکت در فعالیت های فیزیکی مورد معاینه قرار گیرند.

غربالگری و تشخیص

در بررسی های قبل از تولد سندرم داون دو نوع آزمون وجود دارد: تست های غربالگری و تست های تشخیصی.

آزمون ها غربالگری جهت برآورد میزان خطر وجود این بیماری در جنین انجام می شود. اما تست های تشخیصی برای اطمینان قطعی از وجود این بیماری در جنین قبل از تولد انجام می شود.

تست های غربالگری مقرون به صرفه و آسان می باشند ولی با این تستها امکان به دست آوردن یک پاسخ قطعی وجود ندارد، و استفاده از این تست ها برای کمک کردن به پدر و مادران برای تصمیم گیری انجام تست های تشخیصی می باشد.

تست های تشخیصی با دقت ۹۹% می توانند سندرم داون و سایر ناهنجاری های کروموزومی را شناسایی کنند. اما به واسطه این که این تست ها بر روی جنین در  داخل رحم انجام می شوند به میزان کمی باعث افزایش احتمال خطر سقط جنین می شوند.

به همین دلیل در گذشته انجام تست های تشخیصی تهاجمی به طور کلی فقط برای مادرانی با سن ۳۵ سال یا بالاتر، که سابقه خانوادگی نقص ژنتیکی داشته اند، و یا یک نتیجه غیر طبیعی در تست غربالگری آن ها مشاهده شده است توصیه می شد.

با این حال، کالج آمریکایی زنان و زایمان (ACOG) در حال حاضر توصیه کرده است که انجام تست های تشخیصی بدون توجه به سن مادر در شرایط لازم توصیه شود.

آزمایش های غربالگری عبارتند از:

تست شفافیت پشت گردن(Nuchal translucency testing)

این تست بین هفته های ۱۱ تا ۱۴ بارداری انجام می شود. این تست با استفاده از اولتراسوند برای اندازه گیری بخش در پشت گردن در حال رشد جنین در مقایسه  انجام می شود. جنین هایی که دچار سندرم داون و یا سایر ناهنجاری های کروموزومی تمایل به تجمع مایع در پشت گردن دارند به همین علت اندازه بخش شفاف پشت گردن در آنها بیشتر از حالت نرمال خواهد بود. این اندازه گیری ها با توجه به سن مادر و سن حاملگی تفسیر می شود، که با توجه به آن می توان شانس ابتلا نوزاد به ناهنجاری های کروموزومی را به دست آورد. این تست غربالگری همراه با تست های غربالگری دیگری که بر روی خون مادر انجام می شود به صورت همزمان انجام می شود.

تست سه گانه و چهارگانه

برای غربالگری قبل از تولد نوزادان از نظر بررسی وجود احتمال سندرم داون در نوزادان از تست های سه گانه و چهارگانه استفاده می شود. قبلا سفارش بر این بود که زنان بالاتر از ۳۵ سال این تست ها را برای غربالگری جهت بررسی احتمال تریزومی های ۲۱، ۱۳ و ۱۸ و همچنین آسیب های کانال نخاعی انجام دهند اما در حال حاضر این سفارش به تمام مادران باردار می شود. همانطور که گفته شد امروز از بسیاری از زنان باردار خواسته می شود  تا بین هفته های ۱۵ تا ۱۸ بارداری یک آزمایش غربالگری که بر روی خون انجام می شود انجام دهند. این تست می تواند به صورت تست سه گانه باشد که یک آزمایش شناخته شده می باشد. در این تست سطح یک پروتئین تولید شده توسط جنین و همچنین دو هورمون بارداری تولید شده توسط مادر در خون مادر اندازه گیری می شود. این تست می تواند احتمال این که یک مادر حامل جنینی با نقص لوله عصبی یا سندرم داون باشد را نشان دهد.

در تست چهارگانه همه بررسی های تست سه گانه انجام می شود اما که سطح یک ماده اضافی به نام اینهیبین-A، نیز مورد بررسی قرار می گیرد. به همین علت این تست از تست سه گانه دقیق تر می باشد.

بررسی ادغامی

در این بررسی نتایج حاصل از تست سه گانه انجام شده در سه ماهه اول بارداری (که می تواند همراه با تست شفافیت پشت گردن انجام شود یا خیر) و نتایج حاصل از تست چهارگانه انجام شده در سه ماهه دوم بارداری به صورت ادغامی مورد بررسی قرار می گیرد که به همین علت نتایج این غربالگری ها دقیق تر می باشند.
اولتراسونوگرافی ژنتیکی

انجام دقیق سونوگروفای بین هفته های ۱۸ تا ۲۰ بارداری همراه با آزمایشات خون می باشد که در آن به بررسی اختلالات فیزیکی جنینی مرتبط با سندرم داون پرداخته می شود.

DNA آزاد از سلول (Cell free DNA)

این بررسی ها به صورت بررسی های DNA جنینی موجود در خون مادر می باشد. این تست ها می توانند در سه ماهه اول بارداری انجام شوند و میزان دقت آنها برای غربالگری سندرم داون از سایر تست های انجام شونده بر روی خون مادر دقیق تر می باشد. در حال حاضر انجام این تست ها تنها برای مادران در معرض خطر بالای برای داشتن جنین های با سندرم داون توصیه می شود.

آزمونهای تشخیصی عبارتند از:

نمونه گیری پرزهای جفتی(CVS)

این تست شامل گرفتن یک نمونه کوچک از جفت می باشد. این نمونه برداری از طریق گردن رحم یا از طریق یک سوزن که از طریق دیواره شکم وارد می شود انجام می شود. یکی از مزایای این تست این است که می توان آن را در بین هفته های ۱۰ تا ۱۲ حاملگی انجام  داد. با این وجود انجام این تست که نوعی تست تهاجمی می باشد می تواند باعث افزایش احتمال سقط جنین یا آسیب های احتمالی به جنین بشود.
آمنیوسنتز

این تست بین هفته های ۱۵ تا ۲۰ بارداری انجام می شود که شامل برداشت مقدار کمی از مایع آمنیوتیک از طریق یک سوزن عبور داده شده از طریق دیواره شکمی می باشد. این مایعات حاوی سلول هایی از جنین می باشند از جمله فیبروبلاست ها. با کشت دادن این سلول ها و بررسی های سیتوژنتیک می توان در صورت وجود ناهنجاری ها در جنین تشخیص دقیق برای آنها انجام شود. همچنین انجام آزمایشات بیوشیمیایی بر روی مایع نیز می تواند انجام شود. این تست نیز همراه با میزانی از خطر سقط جنین و زایمان زودرس می باشد. میزان خطر این تست نسبت به نمونه گیری پرزهای جفتی کمتر می باشد.

کوردوسنتز

این آزمایش ژنتیکی معمولا پس از هفته ۱۸ام بارداری انجام می شود. در این آزمون با استفاده از یک سوزن میزانی از خون بند ناف گرفته می شود. و بر روی این نمونه خون آزمایشات لازم انجام می شود. میزان خطر این آزمایش برای جنین همانند آمنیوسنتز می باشد.

پس از تولد یک نوزاد اگر بر اساس ویژگی های فیزیکی احتمال ابتلا به سندرم داون وجود داشته باشد با انجام یک آزمایش کاریوتایپ می توان تشخیص قعطی را انجام داد.

اگر سوالی در رابطه با این بیماری یا تست ها معرفی شده دارید می توانید در بخش نظرات از ما بپرسید.

مطالب مرتبط:

تشخیص پیش از تولد در ناهنجاری‌های کروموزومی جنین

منابع کنکور دکتری ژنتیک پزشکی

کلاس های آمادگی کنکور دکتری ژنتیک پزشکی 

در پایان به افرادی که تمایل دارند از مباحثی که از ژنتیک پزشکی ایمری در کانال ژنتیک پزشکی متعلق به همین سایت تدریس می شود استفاده کنند پیشنهاد می گردد از طریق این لینک به کانال ژنتیک پزشکی بپیوندند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیست + چهارده =

error: Content is protected !!